اهوراجوناهوراجون، تا این لحظه: 8 سال و 1 ماه و 4 روز سن داره

ثمره عشق و زندگیم

شام غریبان

1403/7/10 19:58
نویسنده : مامان لیلا
146 بازدید
اشتراک گذاری

خونه عزیز بودیم از خواب بیدار شدیم عزیز هم تدارک شام دیده بود تا شام ما و دایی اکبر اینا اونجا بمونیم ساعت ۶ونیم غروب بود که زندایی وسلین اومدن تا باهم به شام غریبان بریم آقاجون هم یه بسته شمع رو بین تو وسلین تقسیم کرد ..

ساعت ۷ بود که به سمت مسجد سقای کربلا حرکت کردیم یه گوشه نشستیم که یه دسته از یه مسجد دیگه اومدن وقتی دسته مهمان رفتن مراسم شام غریبان شروع شد و شمع های تو وسلین روشن شد تا آب شدن شمع ها نشستی کنارش بعدش دوباره با بچه ها مشغول بازی شدی پسر قشنگم ..

امیدوارم هر آرزویی داری برآورده بشه و همیشه سالم و سلامت باشی بهترینها رو برای تو وداداشی آرزو میکنم عزیزای دلم...

الهی اون دعاهای طولانیت هم برآورده بشه😂

همیشه بعد ناها روشام میگفتی دعای طولانی کنم میگفتیم آره بعد تو شروع میکردی میگفتی

دعات این بود..

ایشالا خونه دار وماشین دار بشیم ایشالا حسودا از ما دور باشن ایشالا همه مریضا خوب بشن ایشالا پولدار بشیم انقد دعاهای قشنگ میکردی که ماهم عاشق دعا کردنت بودیم جان دلم🥰🤩😍

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)