ویروس لعنتی
عشق من یهو از خواب بیدار شدی صبح بود اومدی کنارم دراز کشیدی دیدم بدنت داغه خیلی ترسیدم بهت استامینوفن دادم کمی بهتر شدی بعدازظهر دیدم اسهالت هم اضافه شد و همینطور تبت داشت بالا میرفت تا اومدن بابا صبر کردم و با دارو و پاشویه تبت رو کنترل کردم ..به محض رسیدن بابا بردیمت بیمارستان لحظه ای که رسیدیم تبت ۳۹ ونیم بود و دکتر دستور بستری داد اما تو چون قبلا بستری شده بودی و خاطره خوبی نداشتی التماس میکردی بستریت نکنیم بابا هم به دستور پزشک رضایت شخصی داد که بستری نشی سرم زدیم برات اما بعد سرم تبت ۳۸ونیم شد بعد شیاف کردیم بازم تبت شد ۳۸ و در مرحله آخر بدن شویه کردم و موفق شدم تبت رو تا ۳۷ برسونم دکتر اجازه داد بیاریمت خونه اون شب تا صبح بالا سرت بودم...
نویسنده :
مامان لیلا
20:31









