اهوراجوناهوراجون، تا این لحظه: 8 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره

ثمره عشق و زندگیم

محرم ۱۴۰۳

1403/7/10 19:25
نویسنده : مامان لیلا
110 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز دلم دیگه به روزهای محرم نزدیک شدیم ۱۶ تیر شنبه اول محرم بودو همه جا پر از موکب بود تو شهر همه جا صدای مداحی به گوش میرسید و همه جا شربت و چای و نذری های متفاوت پخش میشد ..

ما چند شب اول بیرون نرفتیم تقریبا شب پنجم بود که رفتیم موکب پل سوم به همراه زندایی سارا وعزیز اینا .‌..

شام عدس پلو میدادن ماهم برنج نذری گرفتیم و همونجا نوش جان کردیم بعد تو وسلین فقط در حال شیطنت بودین که بالاخره خوردی زمین سر زانوت زخم شد اما با همون پای زخمی به بازی کردنت ادامه دادی ولی وقتی خونه اومدی فقط گریه میکردی که پام درد میکنه خیلی عصبانی شدم و قرار شد اگه بازم همینقدر اذیتم کنی دیگ جایی نبرمت بهم قول دادی که دیگ بچه خوبی میشم و اذیت نمیکنم اما متاسفانه قولت قول نبود😂😂

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)