اهوراجوناهوراجون، تا این لحظه: 8 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره

ثمره عشق و زندگیم

تولد دایی اکبر

1403/5/4 16:34
نویسنده : مامان لیلا
48 بازدید
اشتراک گذاری

۳۱شهریور ۵شنبه بود ماهم همون شب خونه دایی مامانی(دایی عزیز) دعوت بودیم همه خانواده مامانی +ددی ومادرجون هم حضور داشتن زندایی سارا از ما خواهش کرد تا دیرتر از همه بریم مهمونی و کیک تولد رو ما ببریم تا بتونیم دایی اکبرو سوپرایز کنیم ..🎂

ماهم طبق برنامه کیکو خریدیم و به سمت خونه دایی جانم حرکت کردیم وقتی رسیدیم همه اونجا بودن بابا جابر با کیک وارد شد و دایی اکبر خیلی خوشحال شد اتفاقا داشت گلایه میکرد که بخاطر قط بودن اینترنت کسی استوری نکرد و تولدم رو تبریک نگفت (بخاطر مرگ مهسا امینی و شلوغ شدن خیابونا نت قط بود) 

به هرحال خنده رو لبای دایی اکبر اوردیم بعد کیک رو به یخچال منتقل کردیم تا بعد شام با تشریفات بیشتری جشن بگیریم ..

توهم سرت گرم بچها شد با ارسین وماهلین وسلین مشغول بازی شدی وقت شام شده بود و تو طبق معمول سرشام اذیت کردی زیادم غذا نخوردی و بخاطر بازی از سر سفره بلند شدی ..

نوبت رسید به تولد 🎂🎈🤩

همگی جمع شدیم وبا دایی جون عکس یادگاری گرفتیم و تولدش رو تبریک گفتیم و اینگونه بود که دایی اکبر شمع ۳۹سالگی رو فوت کرد و وارد ۴۰سالگی شد...

تولدت مبارک دایی جونم🤩🎊

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)