اومیکرون
عزیز دل مامان اومدم از مریضی وخاطره تلخ بگم
یه شب دیدم خیلی داغ شدی واست تب سنج گذاشتم دیدم کلی تب داری لباساتو دراوردم وتا صبح پاشویت کردم و تب بر دادم بهت همش میگفتی پاهام درد میکنه وگریه میکردی عزیز دلم صبح مطب دکتر بهاری زنگ زدم و واسه ۵عصر نوبت گرفتم منو عزیز جون بردیمت مطب دکتر معاینت کرد گفت احتمال زیاد اومیکرون گرفتی کلی دارو دادو گفت باید استراحت کنی و مواد قندی کم بخوری بعد گرفتن داروهات به خونه برگشتیم شب کمی درد داشتی و از پادرد گریه میکردی خلاصه اینکه تاثیر داروهای دکتر بهاری خیلی خوب بود فرداش دیگ سرحال شدی خداروشکر اما من تا ۵روز طبق دستور پزشک داروهاتو ادامه دادم دیگه کاملا خوب شده بودی آخرای اسفند ۱۴۰۰ بود نخاستم تو عید مریض باشی واس همین حسابی ازت پرستاری کردم تا اینکه خداروشکر حالت خوب شد 🙏
بلا ازت دور باشه پسر گلم
انشالا همیشه سلامت باشی عزیز دلم🙏😘


اومیکرون
