آزمایشگاه ورادیولوژی
صبح روز یکشنبه ۶خرداد ساعت ۹ونیم بود که باید ناشتا برای آزمایش میرفتیم ددی اومد دنبالمون و مارو نزدیک آزمایشگاه پیاده کرد وبدلیل نداشتن جای پارک رفت نزدیک شهربازی ومنتظر ما موند ..
کمی تو آزمایشگاه نشستیم تا نوبت ما شد وقتی قرار بود ازت نمونه بگیرن خیلی گریه کردی وسعی میکردی مانع بشی دیگ از هرچی سرم وآمپول بیزار شده بودی باهزار بدبختی ازت خون گرفتن ودوباره نشستیم تا نمونه ادرار هم بگیری تا ساعت ۱۲ تو آزمایشگاه کارمون طول کشید از اونجا باعجله برای گرفتن عکس به رادیولوژی رفتیم نشستیم تا نوبتمون شد اسمت رو صدا زدن آمادت کردن برای عکس ..
بعد از گرفتن عکس قرار شد بعدازظهر برای گرفتن جوابش برم..کارمون که تموم شد قدم زدیم و خودمون رو به ددی رسوندیم وبه خونه برگشتیم ..
امیدوارم هم جواب آزمایش هم جواب رادیولوژی خوب باشه عشق من..
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آزمایشگاه ورادیولوژی
