خاطرات
تیرماه ۱۴۰۲
امروز اومدم تا از خاطرات شبها تا عروسی آجی آذین برات بگم..
عروسی ۱۴تیر بود و یک شبهای تالار داشتیم که ۱۰تیر بود..
قرار بود کارتای عروسی رو بیارن خونه ما تا من بنویسم همون روز هم ۴شنبه تو باشگاه داشتی به همین دلیل اونروز تو با عزیزجون رفتی باشگاه..💪💪
ومن مشغول نوشتن کارت عروسی شدم آجی وزندایی هم پیشم بودن توهم بعد باشگاه با عزیز اومدی خونه...
اونروز کارامون تموم شد و آجی اینا رفتن تا کارتهارو پخش کنن..
منم تورو بردم حموم بعدش یه چیزی خوردی وخوابیدی آخه خیلی خسته بودی عزیزم ..
حالا بامن در قسمتهای بعد همراه باشید تا بقیه خاطرات رو براتون بگم🤗🥰
تا عروسی همراهم باشید دوستای نی نی وبلاگی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خاطرات
