اهوراجوناهوراجون، تا این لحظه: 8 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره

ثمره عشق و زندگیم

آتلیه

1403/3/13 15:10
نویسنده : مامان لیلا
65 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نفس مامان

آخر فصل پاییز هم رسیده بود وما کم کم خودمونو واسه زمستون آماده میکردیم همه جا تم شب یلدا گذاشته بودن وهمه آماده میشدن واسه یلدا😍

تصمیم گرفتیم تو وسلین رو برای تم یلدا ببریم آتلیه تا یه عکس یادگاری بندازیم 

۲۴آذر بود ساعت ۳ونیم عصر رفتیم آرایشگاه و موهاتو خوشگل کردیم حسابی خوشتیپ کرده بودی و با دایی میثم رفتیم دنبال زندایی سارا وسلین جون از اونجا باهم رفتیم آتلیه قصرکودک....

خیلی شلوغ بود ماهم نشستیم تا نوبتمون بشه..

توهم همش غر میزدی که گرسنمه مجبور شدم برم برات خوراکی بخرم آخه ناهارم نخورده بودی 

با سلین مشغول خوردن خوراکی شدین البته یکم کثیف کاری هم کردین😅

وقت عکس گرفتن شد آماده شدیم ولباستو مرتب کردم وقتی خواستن ازت عکس بگیرن اصلا به دوربین نگاه نکردی فقط با کنجکاوی وشیطنت به اطراف نگاه میکردی فک کنم ۱۰تا عکس ازت گرفت تا بالاخره یکیش خوب در اومد..🤩

بعداز عکس وحساب وکتاب راهی خونه شدیم

زندایی وسلین هم با ما اومدن و شام موندن با اصرار ما

تو وسلین هم طبق معمول مشغول بازی شدین وبالاخره با بازی کردن و دعواهای شما سر اسباب بازیها زمان سپری شدوبعد شام دایی اینا رفتن🤗

واین شد داستان عکس گرفتناهورا خان🥰

پسر نازنینم الهی واس عکس دامادیت بری آتلیه عزیز دلم🥰😍

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)